|
جادوی جنون
ادبیات-شعر-هنر
|
شعر، فی نفسه، نه تاریخ است نه جغرافیای سیاسی.نه جامعه گرایی مطلق نه دستورالعمل شورشگری و انقلاب برای بهبود شرایط اجتماعی.اما در عین حال از هیچ یک از این پدیده ها نیز به طور مطلق جدا و مبرّا نیست. حوادث و تحولات اجتماعی و فراز و فرودهای تاریخی یک قوم.بیداری حسّ ملی و عدالت جویی توده های ملّت و لایه های فرودست جامعه، هنرمند را نیز با خود یارو همراه می کند و به میدان می کشاند.او با تجربه اندوزی تاریخی،شعر و اندیشه ی خود را به جامعه گرایی و مطالبات عدالت خواهانه ی مردم پیوند می زند. شاعران جامعه نگر یا آن طور که اصطلاحا نام گذاری شده اند: "شاعران تعهدگرا" که حامل اندیشه های روشنگرانه ی انسان امروزین هستند، معمولا معترض و پرخاشگرند والبته پیشاهنگ و پیشتاز . در نگاه اول به "جمهوری خیابانی است در دلم" مجموعه ی شعر احمد حسینی، در می یابیم که با شاعری رو به رو هستیم که دغدغه های اجتماعی سیاسی جان مایه ی اصلی کارهایش است.وجود چهارده شعر با سمت و سوی به ظاهر اجتماعی-سیاسی در بین 24 قطعه شعر مجموعه، بهترین دلیل این مدّعاست.اما در نگاهی موشکافانه و عمیق، مخاطب متوجه می شود که شاعر با به کارگیری واژه هایی از حوزه ی معنایی سیاست، تاریخ، جامعه شناسی و... سعی دارد مفاهیم تعزّلی و عاشقانه ی مناسب خود را بیان کند.بدیهی است تا وقتی که زبان به انجام وظایف قراردادی و رسانه ای-ارتباطی خود مشغول است معمولاً چیزی به نام شعر خلق نمی شود اما آن جا که زبان به تولید معانی فردی وغیر قراردادی می پردازد شعر آغاز می شود.حال اگر خوشه ی واژگانی حامل مفاهیم شناخته شده ی اجتماعی سیاسی در خدمت مفاهیم عمیق عقلی- عاطفی مثل عشق ، دوستی و محبت وعرفان و ... قرار بگیرند نوعی هنجار گریزی معنایی پدید می آورد که می تواند زیبا باشد. میزان پذیرش یا ردّ این پدیده، با میزان لذت مخاطب از متن ارتباط مستقیم دارد. احمد حسینی در بیش از نیمی از شعرهای مجموعه از این شگرد بهره برده است. امّا نوع کاربری این واژگان یکسان نیست. 1- به کار گیری واژگان با بار معنایی تاریخی- جغرافیایی- سیاسی، در معنای رایج و مرسوم : " آقا محمد خان / به خواب هم نمی دید/ سبیل ناصری برقوری ها/ عهد نامه های اولادش را کم رنگ کند. " تاریخ معاصر ص 40 در دنباله همین شعر : " رضا خان هم/ که آقا زاده اش/ با هر بلوایی به هواپیمای اختصاصی توکل داشت. " همان ص41 "بگو روز یکی نبود/ مشت های ما بود/تفنگ هایمان/ کسی چه می داند/ شاید اسم خیابان ها را هم عوض کنند. " بای ذنب قتلت ص 38 "سیاستمداران دست دارند/سرباز ها که سرباز ها را می کشند/ در صلح و جنگ دست دارند/ اگر در قتلی شریک شدند/ در مجازات قاتل هم دست دارند. " سیاستمداران ص 61 2- به کار گیری واژگان مذکور با بار معنایی دوگانه و تأویل پذیر: در برخی از شعرها شاعر از واژگان حوزه ی سیاست - اجتماع و تاریخ استفاده کرده اما مخاطب راآزاد گذاشته است که تاویل و خوانشی دوگانه از متن داشته باشد. " بانو که از سریر افتاده ای / کورش / با کفش ملی تا شوش دوید/ زمستان تو را نبیند/ تو با زانوها گرم گرفته ای/ نفت دلبری کند؟ " ایران ص 28 و در شعر" زخم ها و مگس ها" وجه دیگری از این شکل بیانی را به نمایش می گذارد: "گذشت/که دارم بر تخت جمشیدم/ از خاطره ها باج می گیرم، بزرگی نکنند. " همان ص24 و گاه بدون هیچ ارجاع واژگانی ، جنبه های مفهومی این پدیده را نشان میدهد: "از دست آستین/ چیزی نیست بیرون بیاورم/ وگرنه انگشت اشاره می گفت نشد/ طوری که گفتند نشد/اززن هایی که دست قنوت به شوهران می دهند/ دعاهایشان راجمع وجورکنند." ازها-ص21 3- بیان مفاهیم تغزلی ناب و به دور از کار کرد های اجتماعی- سیاسی با استفاده از واژگان حوزه ی تاریخ،جغرافیا و سیاست: " روزنامه های چپ و راست نوشته اند/ طرح می کنند با شیوه ای که بخندند/ ولی تو مثل مداد رنگی قشنگی که از منی " شعر تابعد ص 8 یا در شعر" عشق شفاهی" : "روزی روسیاهان، روسیاه می شوند/ مثل نفت روسیاه می شوند./و من – به خیابان بگو-/ به خانه ،به تو خواهم رسید. " عشق شفاهی ص 18 یک تشبیه ساده "مثل نفت روسیاه می شوند" ما را به حوزه ی معنایی اجتماع ،ارجاع می دهد. در حالی که این سطر می توانست ( مثل قیر روسیاه شوند) باشد و بار دو لایه ای شدن معنای سطر از دست برود. اما هوشمندی شاعر با همین مشبهٌ به ساده کار خود را می کند. در بند پایانی شعر" ایران" هم همین اتفاق رخ داده است: "من و پاهایم/ با تودرکوچه های تو می گردیم/ شاید/ سراز سینه ی سپیدت درآوریم/مثل دماوند." شعر ایران ص29. باز هم همان مشبهٌ به (دماوند) گستره ی معنایی را به فضاهای سیاسی اجتماعی می کشاند. در حالی که این بند را با حذف یا تغییر دماوند حتی تأویل اورتیک هم می توان کرد. شاعر در شعر "فلسطین" اوج این شیوه ی بیانی را در معرض دید مخاطب قرارمی دهد: "بگو از فلسطین من/با سرهای شکسته می روند/ " فلسطین ص49. با این سطر شاعر ذهن مخاطب را به بازی گرفته و او را به سمت مهم ترین مسئله ی نیم قرن اخیر خاورمیانه سوق می دهد، اما دو سطر بعد، رمز گشایی معنایی اتفاق می افتد: "روزی که باز با همیم/ در شعر ها/ در کوچه ها " همان ص 49 این شیوه ی بیان گاه چنان ساده و صمیمی و قابل قبول از آب در آمده که احساس می کنیم اگر جز این گونه می گفت ، چیزی کم داشت: "در عصری که تانک ها/ همسایه های خوبی برای مادرم نبودند/ برادرانم ، یک روز هم از خیابان زنده برنگشتند." تاریخ معاصرص41 یا در سطرهای بعدی همان شعر: "تا من/ رئیس جمهور این شعر/ هم چنان همه را/با واژه های خودم به بازی بگیرم. " همان جا ص42 واین بند از شعر نسبتا موفق "بای ذنب قتلت" : "ولی فردایی از همین شب ها / هزار و یک شب می گذرد/ و سئوال ها می پرسندجمهوری کدام قصّه بود/ تو هم به بچّه هایمان بگو/ در عکس های انقلاب دست برده اند. " ص38 اما این کامیابی و مورد پذیرش مخاطب قرار گرفتن،همیشه پیش نمی آید وگاه این واژه ها، در خدمت مفهوم قرار نمی گیرند ، بلکه تحمیلی بودن و نا به جایی در محور همنشینی زبان را فریاد می زنند. "آن ها به لاک لاک پشت هم سرک میکشند/ هم آن ها که ازلیوان های بلورمی ترسند." تا بعد ص9 یا این پاره از شعر" خودزنی" : " در من تحصّنی به آشوب کشیده خواهد شد " ص 52
درجمع بندی نهایی ، کارکرد واژگان حوزه مفاهیم اجتماعی - سیاسی را به عنوان یک تکنیک کار آمد بیان مفاهیم گوناگون می پذیرم اما افراط در آن را اسباب دور شدن شعر از وظیفه ی حسی-عاطفی خود و تبدیل شدنش به ابزاری رسانه ای می دانم. فراموش نکنیم که در نقد درونی شعر احمد حسینی، وقتی لایه ها را کنار بزنیم با کودکی دانا و سرخوش روبه رو می شویم که گاه هوشمندی غافلگیرانه اش ما را متحیّر می کند.اما هر گاه در جهان پیرامون به پلشتی های ضد انسانی بر می خورد ، خود فریبانه و ناخواسته از حقایق سیاه و تلخ فاصله می گیرد و به دامان تغزّلی خیال انگیز و شادمانه پناه میبرد. این شگرد زیباست اما تا چه حد کارساز است و تا کی می شود ادامه اش داد ؟ نمی دانم! دی ماه 13۸9 [ چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390 ] [ 2:49 قبل از ظهر ] [ عباس عبادی ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |